جمال رضايى

456

بيرجندنامه ( فارسى )

آن روز برخوردار شوند . اهميّت اين روز در نظر آنان تا آن اندازه بود كه اگر كسى لباس عيدش براى روز عيد حاضر نمىشد مىكوشيد كه حتما تا روز سيزده آن را آماده كند و بپوشد و در مراسم اين روز با لباس نو شركت نمايد . ديگر اينكه اين روز را نحس مىشمردند و براى آن‌كه نحوست دامنگيرشان نشود سعى مىكردند تا آن روز را با شادى بگذرانند . مراسم روز سيزده كه به آن « سيزده‌بدر » مىگفتند و مىگويند متنوّع و گوناگون بود . در اين روز همگان مىكوشيدند كه از خانه بيرون بروند و ساعاتى را در كشتزارها و صحراها و مزارها و . . . به هواخورى ، گردش ، تفرّج و تفريح ، شادى و . . . بگذرانند ( رسمى كه هنوز متروك نشده و اميد است كه هرگز منسوخ نگردد ) . در اين روز كسانى كه از خود كلاته ، باغ ، باغچه و جايى در نزديك شهر داشتند با تدارك غذا و « سيورسات » لازم از عصر روز دوازدهم به ملك خود مىرفتند و شب و روز سيزده را در آنجا به تفرّج و گشت و گذار و شادى مىپرداختند و غروب روز سيزده به خانه‌هاى خود بازمىگشتند . برخى ، عدّه‌اى از بستگان و خويشان خود را نيز فرا مىخواندند كه در اين برنامه شركت كنند و آنان نيز با تهيّه غذا و تنقّلات با دعوت‌كننده همراه مىشدند و شبانه‌روز يا روزى را به اتفّاق به شادى و خوشى مىگذراندند . اما آنان كه چنان امكاناتى نداشتند در مزارها و كشمان شهر برنامه‌هايى اجرا مىنمودند ، بدينسان كه بسيارى از مردم پيش از ظهر به مزارها مىرفتند و بعد از ظهر به كشمان . مزارهايى كه مردم صبح روز سيزده به آنجا مىرفتند يكى مزار « دره شيخان » بود و ديگرى مزار « پايين‌شهر » . معمولا مردم محلّه‌هاى مركزى ، شرقى و شمال و جنوب شرقى شهر به مزار دره شيخان مىرفتند و ساكنان محّلات غرب و شمال و جنوب غربى به مزار پايين شهر روى مىآوردند . نخست زيارتى مىكردند و نذورات خود را « بخش » مىكردند و پس از آن به تپّه‌ها و بيابانهاى مجاور مىرفتند و به خوردن شيرينى و تنقّلات و اجراى برنامه‌هاى شاد و رقص و پايكوبى و آواز مىپرداختند . برخى ناهار هم همراه مىبردند و در همانجا مىخوردند و بعد از ظهر از آنجا به « كشمان » مىرفتند . كسانى كه ناهار همراه نداشتند به خانه‌هاى خود باز مىگشتند و پس از صرف ناهار و استراحتى كوتاه به كشمان مىرفتند . ناهار روز سيزده نيز بيشتر آش رشته بود . بعد از ظهر روز سيزده بيشتر مردم به كشمان مىرفتند ، شايد تنها بيماران ، سوگواران و كسانى كه خروج از خانه برايشان مقدور نبود در اين برنامه شركت نمىكردند . نخستين كارى كه مىكردند بيرون انداختن سبزه نوروزى ( سرسوّزى ) بود . هركس در حدّ توانايى خود شيرينى ، آجيل و تنقّلى همراه مىبرد و همه به كشمان‌ها كه در جنوب شهر واقع بود مىرفتند . در كشمانها - بخصوص در كشمان پايين شهر - غوغايى بود . مردم از پير و جوان و كودك با لباسهاى نو و